درباره وبلاگ ![]() سلام به همه چشم به راه ها... سلام به همه چشم هایی که به دنبال یارشون خیس شدند... سلام به اشک هایی که *تو تنهایی* باریدند... سلام به بغض هایی که *تو تنهایی* تو گلو محو شدند... سلام به دل هایی که *تو تنهایی* با تنه ها شکستند ... «ودر آخر به امید روزیکه هیچ چشمی به راه نمونه...» *** در ضمن نظراتون هم مارو خیلی خوشحال میکنه*** آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان
**چشم هایم را به راهت خیس نگه میدارم** **در ره منزل لیلی**
چکسی میگوید که گرانیست اینجا..! دوره ی ارزانیست...! شرافت ارزان.تن عریان ارزان.عابرو ارزان.دین ارزان و دروغ از همه ارزانتر...! و چه تخفیفی خورده است قیمت هر انسان.....!!
جمعه 18 مرداد 1392برچسب:, :: 20:9 :: نويسنده : مهدیـــــــ
دلم شکست! عیبی ندارد،شکستنیست دیگر، اصلا فدای سرت، به شکستن عادت دارد! اشکم بی امان میریزد! مهم نیست،آب روشنیست ! خانه ات تا ابد روشن.... پنج شنبه 17 مرداد 1392برچسب:, :: 20:17 :: نويسنده : مهدیـــــــ
زندگی چیست؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم؟ اگر گریه است چرا خنده میکنیم؟ اگر مرگ است چرا گریه میکنیم؟ اگر زنئگی ست چرا میمیریم؟ اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم؟ اگر عشق نیست چرا عاشقیم؟ **دکتر علی شریعتی** پنج شنبه 17 مرداد 1392برچسب:, :: 20:11 :: نويسنده : مهدیـــــــ
خدایا التماست میکنم! همه دنیایت ارزانی دیگران! ولی.. آنکه دنیای من است مال دیگری نباشد... پنج شنبه 17 مرداد 1392برچسب:, :: 19:23 :: نويسنده : مهدیـــــــ
قایقت میشوم! بادبانم باش! بگذار هرچه حرف ، پشت سرمان میزنند مردم! باد هوا شود، دور ترمان کند...! پنج شنبه 17 مرداد 1392برچسب:, :: 19:18 :: نويسنده : مهدیـــــــ
عشق تنها کار بی چراغ عالم است چه ، آفرینش بدان پایان میگیرد معشوق من چنان لطیف است، که خود را به **بودن** نیالوده است که اگر جامه وجود برتن میکرد، معشوق من نبود چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:, :: 19:42 :: نويسنده : مهدیـــــــ
با قلبم میگویم ای همزاد،ای همراه، ای هم سرنوشت، هردومان حیران بازیهای زشت، شعرهایم را نوشتی؛ دست خوش اشک هاین را کجا خواهی نوشت** چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:, :: 18:59 :: نويسنده : مهدیـــــــ
پشت در اتاق عمل منتظر بود وکمی مضطرب.هنوز نمیدونست دکتر قراره با پای پر از زخمش چیکار کنه. پرونده پزشکیش رو برداشت و ورق زد.چشمش روی یک جمله خیره ماند. ((**پای چپ باید قطع شود**)) سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, :: 20:5 :: نويسنده : مهدیـــــــ
گل را به طرف پدر دراز کرده بود. بابا جون بگیر! پدر به فرزندش نگاه می کرد و گریه می کرد.تعجب کرده بودم. نمی دانستم چرا گل را نمی گیرد. ..... پرستار ملحفه را کنار زد.دو دست و دو پای پدر قطع شده بود. کودک هنوز دست گل را به سمت پدر کرفته بود. سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, :: 19:14 :: نويسنده : مهدیـــــــ
((**خدایا! از تو میخواهم قلبم را شکسته بگذاری تا بدانم دل شکسته بودن به چه معناست**)) دو شنبه 14 مرداد 1392برچسب:, :: 18:49 :: نويسنده : مهدیـــــــ
خدا خالق عشقه محمد (صلی الله علیه) واله گل عشقه علی (علیهالسلام) مظهر عشقه زهرا(علیهالسلام) وجود عشقه حسن(علیهالسلام) نماد عشقه حسین (علیهالسلام) سالار عشقه عباس (علیهالسلام) ساقی عشقه زینب (علیهالسلام) شاهد عشق رقیه (علیهالسلام) لوای عشقه سجاد (علیهالسلام) راوی عشقه باقر (علیهالسلام) عالم عشقه صادق (علیهالسلام) احیای عشقه کاظم (علیهالسلام) صابر عشقه رضا (علیهالسلام) ضامن عشقه تقی (علیهالسلام) حمال عشقه نقی(علیهالسلام) پاکی عشقه حسن (علیهالسلام) بقای عشقه اینم دعای عشقه **اللهم عجل لولیک الفرج**
دو شنبه 14 مرداد 1392برچسب:عشق, :: 18:18 :: نويسنده : مهدیـــــــ
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میامتا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
|